ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

22ماهگیت مبارک93.7.9

22ماهگی یکی یدونم مبارک وروجک خانوم قهر قهرو یا شایدم لوس خانوم مخصوصا وقتی باباش میبینه دیگه این لوس بازیاش و قهر کردناش بیشتر میشه ولی اینقدر باحال قهر میکنی روت و بر میگردونی و منتظری یکی بیاد بغلت کنه و ببوستت بعضی وقتا هم میزنی به سیم آخر و هرچی دستته پرت میکنی و میدویی میری یه گوشه و به هیچ سراطی هم مستقیم نمیشی جز اینکه بگم بیا بریم بخوابیم که اونم از ترس اینکه ببرم بخوابونمت خودت با پای خودت میای آشتی ولی بعضی وقتا هم ما میایم پیشت و بغلت میکنیم البته این قهر کردناتم از من یاد گرفتی آخه بعضی وقتا که میزنیم منم قهر میکنم و بصورت الکی گریه میکنم و تو هم میای اول نازم میکنی و بعدشم ماچم میکنی بعد منم آشتی میکنم و جفتی میخندیم حالا کل...
9 مهر 1393

اولین مسافرت رفتنت 93.6.23 تا 29

سلام دختر نانازم امروز اومدم تا از اولین مسافرت رفتنت به مشهد بگم اونم با خاله فرزانه و دایی میثم و مامان جون و من واینکه چقدر خوش گذشت جای بقیه اصلا خالی نبود خب بریم از روزه رفتن یعنی 23.شهریور بگیم که تو از شبش ساعت 2شروع به تب کردی و گریه که ساعت 4 صبح دیگه بردیمت بیمارستان و تا س 5.30که دکتر معاینت کرد و برات دارو نوشت و داروهات گرفتیم اومدیم خونه و تو کمی دارو خوردی خوابیدی و تا س 8صبح که بیدارت کردم که لباس تنت کنم که داشتن میومدن دنبالمون و بالاخره سر ساعت یربع 9 مامان جون اینا اومدم و سفر ماشروع شد اونم چه شروع شدنی تو همش حالت بهم میخورد و خواب بودی تا یاسوج دیگه لباس نداشتی تنت کنم همه لباسات کثیف شده بود مینداختیم بیرون حتی یه ب...
9 مهر 1393

21ماهگیت مبارک نانازم93.6.9

یه سلام درست و حسابی به جوجه دخمل نازم که یه دوماهی میشه ننوشتم اونم به دلایل مشکلات زیادی که اولیش خرابی تلفن خونس و قعطی نت و دومی هم خرابی کامپیوتر ومشکلات روزمره که تمومی نداره وحالا بریم سر اصل مطلب اولی این که 22ماهگیت و خانوم شدنت و فضول شدنت و غیر قابل کنترل شدنت مبارک ان شالله 122ساله شی با این حرف زدنات که البته کلمه گفتنات که به هاپو(سگ)میگی باب باب وتاب تاب عباسی و میگی تاب تاب و ماچه کفه دستی خوب بلدی به هرکی میرسی سریع سلام میکنی با دست و بعدشم براش ماچ میفرستی و ترسوندن یاد گرفتی که یه قیافه خوشجلیم میگیری که نگو و سر همین ترسوندنتم اینقدر به خودت فشار میاری که تمام رگهای گردنت میزنه بیرون و قرمز میشی و آخرشم یا ب...
9 مهر 1393
1